(بخش دوم)
کودتا در روزنامه اعتماد
در زمان انتخابات همزمان با همكاري با ستاد انتخاباتي كروبي افراد زيادي بدليل همكاري با اين ستاد هزينه هاي زيادي را پرداخت كردند.(البته اين موضوع مختص به اعضاي ستاد كروبي نبود و در بقيه ستادها نيز وضع به همين منوال بود اما ميزان پرداخت اين هزينه كم و زياد بود و البته برخي افراد با توجه به مبالغ هنگفتي كه وعده آن داده شده بود اين هزينه ها را پذيرفته بودند.)
از سوي ديگر عده اي نيز براي اينكه اين بر چسب به آنها زده نشود دست به اقدامات متفاوتي زدند.
يكي از اين اقدامات اتفاقي بود كه در روزنامه اعتماد افتاد. روز نامه اعتماد در دوران انتخابات بدليل نزديكي هاي الياس حضرتي با مهدي كروبي به ارگان تبليغاتي وي مبدل شده بود. اين مساله از روزهاي نخست حضور من در روزنامه به شكلي علني مورد انتقاد افراد حاضر در سرويس سياسي روزنامه قرار گرفته و خود را نمايان كرده بود.(نكته پر اهميت اينكه در آن دوران جو حاكم در تحريريه اعتماد كاملاَ به نفع هاشمي بود)اين مساله به جايي رسيد كه در يك اقدام بي سرو صدا تعداد زيادي از اعضاي تحريريه از روزنامه خارج شدند (تمام تلاش براي رسانه اي نشدن آن صورت گرفت چون چندي قبل اين اتفاق در روزنامه حيات نو شكل گرفت و سرو صداي زيادي بر پا كرد). اين مساله فقط مختص سرويس سياسي نبود و سرويس اقتصادي را نيز شامل شد.در اين زمان تعداد زيادي از خبرنگاران اعتماد بدليل اينكه روزنامه به "كروبي نامه" مبدل گشته آن را ترك كردند و تقريباَ تمامي آنها به ستاد انتخاباتي هاشمي رفسنجاني گسيل شدند. از اين تعداد عده اي چون "جلال خوش چهره" كه از ابتدا در ستاد هاشمي فعال بود و "سرگه بارسقيان" به "اتاق فكر " پيوستند. در آن زمان من هم بدليل ارادت خاصي كه به جلال خوش چهره داشته و دارم و بدليل مشغله فراوان در ستاد و سفر هاي متعدد از روزنامه بيرون آمدم اما همواره گزارش هاي سفرهاي انتخاباتي من در روزنامه و به نام كميته تبليغات ستاد كروبي منتشر مي شد. البته همگان اذعان دارند كه در زمان انتخابات ستاد هاشمي يكي از پر رفت و آمد ترين ستادهايي بود كه روزنامه نگاران در آن فعال بودند و البته دليل آن وعده مبالغ هنگفتي بود كه از سوي اين ستاد به اين افراد پيشنهاد شده بود كه اين مبالغ در مقابل حق الزحمه هايي كه در بقيه ستاد ها پرداخت مي شد رقم دندانگيري بود و مبالغ پرداختي ديگر ستادها در مقابل اين ارقام اعدادي بس ناچيز به حساب مي آمد.
در زمان انتخابات بحث جنگ رواني و تخريب ديگر كانديدا ها اگر چه از سوي همه كانديداها كاري مذموم و نا پسند شمرده مي شد اما در جريان بود.
در زمان انتخابات نيز آن چيزي كه به چشم خود در خصوص هجمه ها عليه كروبي در سايت هاي مختلف و در سفر ها ديدم اين بود كه بيشترين هجمه ها و جنگ رواني عليه وي از سوي اتاق فكر ستاد انتخاباتي هاشمي و همچنين ستاد انتخاباتي معين شكل مي گرفت.حاشيه سازي،دروغ پردازي،زير سوال بردن هاي بي مورد و البته تمسخر شخصيت كروبي و برنامه هاي وي جز عادي ترين اين مسايل بود.البته اين امر فقط به كروبي اختصاص نداشت و بقيه ستادها نيز به همين شكل ديگر كانديداهاي ديگر را مورد عنايت قرار مي دادند.
پايان بخش دوم.
